ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱۱  کلمات کلیدی:

جمعه شب مهمونی رفته بودیم و تا دیر وقت بیدار موندیم . صبح تا ساعت یازده خوابیدیم, بعدش صبحونه خوردیم و طبق معمول این روزا رفتیم پارک ساعی باز هم بازی کردم و طبق معمول موقع ترک پارک کلی غر زدم , ولی وقتی فهمیدم قراره بریم پیتزا خوری خوشحال شدم راستی من یه جورایی عشق پیتزا هستم.

بعد از ظهر هم رفتیم لواسان عجب جای با صفاییه در دسترس و خوش آب و هوا, برای فرار از دود و دم تهران محل بسیار خوبیه. در ضمن دروازه البرز مرکزی هم هست  برای صعود به قللی مثل آتش کوه, ریزان, مهرچال, ساکاها و ..... باید از اینجا رد بشی . در ضمن یه سر هم رفتیم رودخانه که یه کم ناراحت کننده بود در این موقع سال و این همه کم آبی خدا بخیر کنه!!